اين را والدين ياد بگيرند.


تربيت و بزرگ كردن كودكان در دنياى امروز براى والدين امر مشكل و پيچيده اى شده

است. والدين همواره نگران آن هستند كه فرزندانشان به خوبى تربيت و بزرگ نشود. در

 اين زمينه نكاتى وجود دارد كه رعايت آنها از سوى والدين مى تواند به تربيت مناسب

 كودكان كمك كند.


*به اندازه كافى به كودكان محبت كنيد


مهم ترين وظيفه والدين اين است كه عشق و محبت خود را به فرزندانشان نشان

دهند. مورد محبت قرار گرفتن از سوى والدين به كودكان احساس امنيت و تعلق خاطر

مى دهد. محبت بجا و مناسب به كودكان باعث تعديل در رفتارهاى دشوار آنها مى

شود. والدين بايد در مورد محبت كردن به كودكان دو نكته را درنظر داشته باشند. اول

اين كه محبت كردن به كودك بايد دائمى و بدون قيد و شرط باشد. حتى زمانى كه

كودكان رفتار نامناسب نشان مى دهند نبايد به يكباره محبت والدين قطع شود. نكته

ديگر اين كه والدين بايد محبت و عشق خود به فرزندانشان را بيان كنند و آن را به صورت

 آشكار و به شيوه هاى مختلف مثل بغل كردن، تعريف و ستايش كردن آنها نشان دهند.

 به گونه اى كه فرزندان در محبت و عشق والدين به خود ترديدى راه ندهند.


*نظم و قوانين مثبت و سازنده بر قرار كنيد


بعد از محبت كردن، دومين نكته مهم آن است كه قوانين و دستورالعمل هايى را براى

 كودكان به وجود بياوريد و از رعايت آنها مطمئن شويد. رعايت انضباط و قوانين اعمال

 شده از سوى والدين، موجب مى شود كودكان راحت تر با قوانين دنياى بيرون كنار

بيايند. همچنين، اين امر، موجب تعديل و سازگارى فرزندان با اطرافيان مى شود. بهتر

است براى اين كه از اجراى قوانين اعمال شده اطمينان حاصل كنيد از عباراتى مانند

 «اين كار را انجام بده» استفاده كنيد به جاى اين كه از واژه منفى و واكنش برانگيز

«اين كار را نكن» استفاده كنيد. وقتى تنبيهى را براى رفتار دشوار و تخطى از قوانين

 آنها در نظر مى گيريد حتماً آن كار را انجام دهيد چرا كه اگر مرتب از حرف خود

سرپيچى كنيد فرزندانتان به حرف شما اطمينان نخواهند داشت. اگر قرار است تنبيهى

را براى كارهاى نامناسب آنها اعمال كنيد، اين كار را بلافاصله پس از مرتكب شدن كار

نادرست انجام دهيد چرا كه تأثير آن بيشتر خواهد بود. تنبيه را منوط به حضور

همسرتان نكنيد. هرگز نگوييد صبر كن تا پدرت يا مادرت به خانه برگردد! اختلاف خود با  

همسرتان را در مورد نحوه تربيت كودك در حضور او مطرح نكنيد. هميشه سعى كنيد

اگر در اين زمينه با همسر خود اختلافى داريد در خفا حل كنيد. اين كار موجب مى شود

تا فرزندتان از هر دوى شما حرف شنوى داشته باشد.


هرگز كودكان را در حضور ديگران تنبيه نكنيد. تنبيه در جلوى ديگران حتى موجب تشديد

 رفتار بد و نابهنجار او خواهد شد. تنبيه شدن در حضور ديگران موجب خرد شدن

 شخصيت كودكان مى شود و تنفر نسبت به والدين را به وجود مى آورد.


*قوانين واضح و مشخص را براى كودكان تعيين كنيد


كودكان نبايد در مورد نوع قوانين و چگونگى رعايت آنها دچار ابهام شوند. قوانين بايد

ساده و قابل اجرا باشد.


قوانين ايجاد شده بايد منطقى و عقلانى باشد. فلسفه رعايت اين قوانين بايد از سوى

والدين براى كودك توضيح داده شود. به كودكتان توضيح دهيد كه رعايت اين قوانين به

نفع خود اوست و رعايت نكردن آنها موجب پشيمانى او خواهد شد.


*همواره انعطاف پذير باشيد


با فرزندانتان راجع به قوانين صحبت كنيد. در صورت امكان، در مورد بعضى از قوانين به

 توافق برسيد. ممكن است قوانين تأثير مختلفى بر كودكان با توجه به نوع شخصيت

آنها داشته باشد. در اين زمينه شخصيت كودك، عامل محورى است. بايد با توجه به نوع

 شخصيت كودكان و علايق آنها قوانين تنظيم و اجرا شود.


به خاطر داشته باشيد كه شما سال ها تجربه داريد بنابراين در اجراى دستورالعمل ها

و قوانين خود درنگ نكنيد و قاطع باشيد. هرگز اجازه ندهيد فرزندتان نظر شما را راجع

به قوانين و تنبيهى كه از نظر شما حتماً بايد اجرا شود تغيير دهد. براى مثال اگر

فرزندتان عمداً به كسى يا چيزى آسيبى رساند بايد حتماً عذرخواهى كند و تنبيه لازم

براى مثال كم كردن پول توجيبى او يا محروم شدن از فعاليت هاى مورد علاقه اش

اعمال شود. البته در اين مورد نبايد زياد افراط شود و حتماً از تنبيه هاى بدنى پرهيز

 شود.
*اوقاتى را با فرزندانتان سپرى كنيد


زمان هاى بيكارى و اوقات فراغت خود را با فرزندانتان سپرى كنيد. براى مثال، اوقاتى را

 در روز به بازى با فرزندانتان اختصاص دهيد. در بازى با آنها هدف بايد فقط سرگرم كردن

 او باشد و نه اعمال قدرت و نفوذ خود بر او.


*با هم صحبت كنيد
با فرزندانتان راجع به مسائل واقعى زمانى صحبت كنيد كه مطمئن هستيد آنها حوصله

 دارند و به حرف شما گوش مى دهند.


*به فرزندانتان نحوه انجام امور مختلف را آموزش دهيد


براى مثال مى توانيد به آنها نحوه آشپزى كردن و حتى تعمير لوازم منزل را ياد بدهيد.

 اين كار موجب مى شود تا آنها احساس كنند مفيدند.


*آنها را تشويق كنيد تا در انجام امور منزل با شما همكارى كنند


روح تعلق و دلبستگى به خانواده در حين همكارى در منزل به وجود مى آيد و تقويت

مى شود. تعطيلات را با هم سپرى كنيد. با هم به رستوران برويد و در فعاليت هاى

 اجتماعى، ورزشى و مذهبى شركت كنيد. به جاى تماشاى تلويزيون، بازى هاى

خانوادگى انجام دهيد. هرگز اسباب بازى و هديه دادن، جاى با والدين بودن را براى آنها

نمى گيرد.


*ارزش ها و اصول اخلاقى را به آنان بياموزيد


آموختن ارزش هاى درست و مورد قبول همگان موجب سازگارى و پذيرفته شدن

 فرزندتان در جامعه مى شود. به فرزندانتان ياد دهيد تا با ديگران با مهربانى، احترام و

 درستكارى و همانگونه كه دوست دارند با آنها رفتار شود، رفتار كنند. بر رفتارهاى

درست در خانه تأكيد كنيد. در خانه درست رفتار كنيد تا كودكانتان رفتار درست را از شما

 بياموزند. در مورد فلسفه و اهميت اخلاق و ارزش هاى انسانى با فرزندانتان صحبت

كنيد.


به فرزندانتان بياموزيد تا همواره حقيقت را بگويند و راستگو باشند. به آنها ياد دهيد حتى

 در مواقعى كه امر نادرستى انجام داده اند و گفتن آن به زيان آنهاست، حقيقت را

بگويند.


*احترام متقابل را در فرزندانتان بپرورانيد


براى تقويت و رشد احترام در بچه ها، بايد در خانواده بين اعضا احترام متقابل وجود

داشته باشد. والدين بايد با احترام با كودكان رفتار كنند. والدين بايد همواره براى نشان

 دادن سپاسگزارى خود به فرزندانشان از كلماتى مانند «متشكرم» و «بسيار ممنونم»

 استفاده كنند و در صورتى كه اشتباهى انجام داده اند بايداز فرزندان خود عذرخواهى

 كنند. همچنين والدين بايدكودكان را وادار كنند تا همواره با رعايت ادب و احترام با آنها

رفتار كنند. اگر فرزندان با والدين با احترام برخورد نكنند، آن رفتار در آنها درونى مى شود.


*به حرف هاى آنها گوش بسپاريد


والدين بايد حتى با وجود مشغله زياد از همان اوايل دوران كودكى به حرف هاى

كودكانشان گوش بسپارند. گوش كردن به حرف هاى فرزندانتان موجب مى شود تا آنها

 حرف هاى درون خود را بدون ترس از دست دادن محبت والدين بيان و خشم و

عصبانيت خود را در حضور شما تخليه كنند.


*همواره مشاور و راهنماى آنها باشيد


وقتى آنها به مشكل بر مى خورند راهنمايى هاى لازم را به آنها ارائه دهيد. در اين مورد

 سعى نكنيد كه عقايد خود را به زور به آنها تحميل كنيد.


ميوه ممنوعه هميشه وسوسه انگيز است. بنابراين سعى كنيد با آنها راجع به فعاليت

هاى نامطلوب به تدريج صحبت كنيد و آنها را با علت و استدلال قانع كنيد. اگر عقايد شما

 درست و منطقى باشد مطمئن باشيد كودكان به آن عمل خواهند كرد.


*استقلال و به خودمتكى بودن را در آنها تشويق كنيد


به تدريج به فرزندانتان آزادى و استقلال دهيد و كنترل خود بر زندگى آنها را كم كنيد. با

استقلال منطقى دادن به آنها احترام و محبت خود را به آنها نشان مى دهيد. در ابتدا،

 فقط بايد به آنها آزادى تصميم گيرى در موضوع ها و مسائل جزئى داده شود. بعدها به

 مرور زمان به آنها آزادى تصميم گيرى در امور بزرگ تر را مى دهيد. اما بايد هميشه

براى دادن مشاوره و راهنمايى به آنها آمادگى داشته باشيد. فرزندان شما هرچقدر هم

 كه بزرگ شده باشند به مشورت و استفاده از تجربيات شما نياز دارند.

 

1- انجمن اولیا بعد از صدا و سیما جزو مهمترین گروههای آموزش عمومی برای خانواده ها از نظر تعلیم و تربیت محسوب می شود در این راستا مدرسه می تواند اهداف آموزشی و تربیتی خود را دسته بندی کرده و در طی دوره های زمانی معین اجرا نماید :

الف: دعوت از کارشناس ارشد روانشناسی و  مشاوره  برای تشریح حالات و روحیات مختلف نوجوانان و دانش آموزان در سنین مختلف و مناسب مقطع تحصیلی و  آموزش خانواده ها برای پیشگیری از ناهنجاریهای روانی و بیماری های مختلف روحی فرزندان و ارائه نکاتی برای بهداشت روانی دانش آموزان.

ب: دعوت از جامعه شناس برای تشریح وضعیت اجتماعی جامعه و ناهنجاریهای اجتماعی و خطراتی که دانش آموز را در محیط زندگی شهروندی به مخاطره می اندازد ؛ مانند ناهنجاریهای رفتاری موجود در زمینه بی حجابی یا بد حجابی ، اعتیاد به مواد مخدرهای جدیداعم از تزریق ،کراک وشیشه و کریستال و قرص های روانگردان، رسانه هایی مانند ماهواره و اینترنت و اهداف مثبت و منفی آن و اطلاع رسانی خانواده ها در این زمینه ، انضباط اجتماعی و توجه به مقررات گروه و جامعه.و تشریح خطرات در کمین دانش آموزان توسط دوستان ناباب یا گروههای همسال

ج: دعوت از پزشک برای اطلاع رسانی در مورد بیماریهای خطرناک و مسری و موجود در جامعه و تهدید کننده دانش آموزان به والدین

د: دعوت از کارشناس مذهبی مسلط به مسایل روز برای اطلاع رسانی و آموزش والدین با تاکید بر دانش آموزان آن دوره تحصیلی

ذ: دعوت از کارشناسان دیگر با توجه به نیازو درخواست والدین و دانش آموزان .

     2- معمولا" جلسات انجمن اولیا برای شرکت کنندگان به  جلسات تکراری مبدل شده که رغبت به شرکت از آن را از دست می دهند :

الف: سخنرانی های طولانی مسئولین اداره یا سایر سخنرانان از سطح شهر (که مدیران به صلاحدید خود از برخی افراد دعوت می کنند که سخنان و حضورشان برای حاضرین در آن جلسه سود زیادی ندارد ) که موجب خستگی والدین خواهد شد .وبعد از آن جلسه به پایان می رسد.

ب: درخواست مستقیم کمک های مالی بلا عوض از شرکت کنندگان

ج: یک پذیرایی  بسیار جزیی  برای به جا آوردن رسم موجود به ناچار !

د: نا امید کردن والدین و زیر سوال بردن کارایی خود و کارکنان آموزشگاه با بر شمردن مشکلات بیشمار پیش روی مدیر و ناتوانی از ادامه کار و یا شروع غیر مصمم کار در مدرسه.

     3   - برنامه ریزی و مدیریت جلسه دقیق انجام شود ، حتی والدین هم مانند خیلی از دانش آموزان هنوز به داخل سالن یا مدرسه نیامده به جنب و جوش می افتند که:" باید زود برویم کار داریم !" انگار کار جزیی آنها مثلا " یک خرید ساده مهمتر از کسب اطلاعات از روحیه و سلامت فرزندشان است  . بنابراین اگر والدین بدانند جلسه انجمن مفید است با کمال میل در آن خواهند نشست و استفاده می کنند . جا دارد مدیریت مدرسه  زمان سخنرانی افراد و برنامه ها را مشخص نماید مثلا" سخنرانی  فلان مسئول اداره نباید آنقدر طولانی شود که والدین به آرامی جلسه را ترک کنند  بلکه قبلا" زمان مثلا" 20 دقیقه ای وقت سخنرانی به وی اعلام گردد .

      4- برخی مدیران مدارس به اشتباه فکر می کنند جلسات انجمن اولیا با بعضی کارهای تکراری  "پر ثمر و مفید" جلوه می کند و این را با چشم به هم چشمی سایر مدارس انجام می دهند و فکر می کنند اداره آموزش و پرورش منطقه یا مسئول انجمن اولیا ومربیان اداره از این کارهای تکراری آنان تقدیر خواهد کرد یا در صورت انجام ندادن برخی کارها ،مورد مواخذه قرار خواهد گرفت(وشاید اینچنین هم بشود!) در حالیکه هدف جلسه انجمن اولیا فقط این نیست  مثال :  - اجرای 40 دقیقه ای گروه نمایش مدرسه  در جلسه انجمن اولیا فایده ای نخواهد داشت  -  اجرای 20 دقیقه ای گروه سرود مدرسه در جلسه انجمن ضروری به نظر نمی رسد  - اجرای 15 دقیقه ای گروه تواشیح  واجرای 15 دقیقه ای مراسم قرآن ابتدای جلسه با آن لباس های تکراری و رنگارنگ و شمع و گل و حرکت از ته سالن و خاموش کردن چراغ ها و غیره (که در جای خود بسیار گرانبها و عزیز است) ولی مردم نیامده اند که برنامه هنری و نمایشی ببینند ، آمده اند تا در مورد مسایل انجمن چیزهای تازه یاد بگیرند و مفید و موثر بوده ونظر و انتقاد یا پیشنهاد بدهند  ، اجرای این برنامه ها را می توان به یک جلسه در تالار یا سالن مدرسه در مناسبت خاص یا با هدف معرفی توانمندیهای دانش آموزان در حضور والدین خودانجام داد.( دلیل ذکر این موارد  اینکه ؛ بارها تجربه ی چنین جلسات خسته کننده ای را داشته ایم ولی اعتراض ما نتیجه ای نداد و ممکن است حتی غوغاگری شود که گفته اند نباید قرآن تلاوت شود ! یا نمی توان فعالیت های هنری دآنش اموز را حذف کرد! نه ، می توان قرائت قرآن را در چند دقیقه برای تبرک جلسه ،به همراه ترجمه آن انجام داد واز انجام قرائت قرآن با ورود دانش آموزان با لباسهای مخصوص و عموما"گران قیمت با شمع و موزیک مخصوص و غیره که زمان بیشتری را به خود اختصاص می دهد در سایر مراسم استفاده شود بهتر است.)

5- اگر والدین بدانند در جلسات انجمن اولیا ،آنان به صورت مطلوب مطرح می شوند ، موثر واقع می شوند ، از نظر یا تخصص و شغل آنها استفاده خواهد شد ، با رغبت بیشتری در آن حضور می یابند ولی اگر بدانند فقط  در سخنرانی فلان مسئول به مناسبت مسایل سیاسی  با سکوت مطلق ، فقط شنونده باشند ، جلسه برایشان جذاب و مفید نخواهد بود.

6- در جلسه اول یا جلسات عمومی دیگر به چند نفر از والدین به صورت کاملا" آزاد وقت داده شود تا در زمان محدود مثلا" 10 دقیقه در مورد انتظارات خود از کادر مدرسه  صحبت کنند تا سایر شرکت کنندگان نیز از طرح خواسته های خود از مدرسه بیم و حراس نداشته باشند ،اگر برای این کار مهم حتی 30 دقیقه وقت جلسه (برای 3 یا 4 نفر از والدین) گرفته شود ، موجب خواهد شد والدین بعد از جلسه ضمن اظهار رضایت از کار مدیر و همکاران ، جلسات بعد با رغبت بیشتری حاضر شوند.وخواسته های خود را اعلام کنند

7- برخی از مدیران به صورت نا آگاهانه فکر می کنند مفید بودن و رسمی بودن حلسه فقط با حضور مهمانان رسمی اداری ، سیاسی ، مذهبی و مسئولین رسمی شهر  حاصل می شود ، این افراد در جلسات تخصصی و کمیته های انجمن مفید خواهند بود ولی در جلسات عمومی باعث سکوت و انضباط خشک جلسه خواهد شد و والدین به عنوان تماشاچی در سالن حضور می یابند ! زیرا جو سالن و جلسه بسیار رسمی و منضبط  و هیبت دار خواهد بود . معمولا" تجربه نشان می دهد جلساتی موثر بوده اند که در فضای دوستانه ،ساده و پر بحث و نظر و با تبادل تجربه بیشتر ، همراه بوده اند .

8- پیشنهاد می شود دبیران و کلیه کارکنان مدرسه(وهرشخص که به نوعی با مدرسه همکاری دارد) دراولین  جلسه عمومی انجمن  دعوت شوند و حتی اگر در مدرسه ای درس دارند (برای دبیران راهنمایی و دبیرستان) از آن مدرسه خواهش شود برای 2 ساعت با مرخصی دبیر  موافت شود ، تا در جریان توقعات والدین از آموزشگاه قرار گرفته وممکن است انتقال این  خواسته ها و توقعات ویا اعتراضات از طرف مدیر به دبیران با واکنش یا مقاومت روبرو شود .  چنانچه دبیر روز جلسه در مدرسه نبود و اوقات بیکاری را در منزل می گذارند ، مدیر باید به نحوی حضور 2 ساعته وی را جبران نماید  

           9- چنانچه ممکن است نماینده ای از دبیران مدرسه ، انتظارات خود از والدین را طی یک صحبت 20 یا 15 دقیقه ای بیان کند ، و مواضع دبیران را به والدین اعلام نماید ، این کار بسیار مفید بوده و موجب خرسندی والدین خواهد شد .( مطالب نماینده دبیران  باید بسیار مفید و موثر و بجا باشد ، تاکید به والدین جهت کنترل دقیق دانش آموزان برای آوردن نمرات 20 از نظر والدین آگاه  یک طنز محسوب می شود تا توصیه !  و یا تذکر به والدین برای کمک به تکالیف نوجوان در منزل یک توصیه بیجا و سبک محسوب می شود ! ونیز توصیه جدی به بازدید مخفیانه کیف دانش آموزان و کمد و میز آنها در منزل برای اطمینان نداشتن از حمل موارد غیر مجاز ، یک دهن کجی به والدین محسوب شده و امروزه والدین آنقدر آگاه هستند که طرح این خواسته ها  و انجام آنها را نشان از نظارت بر فرزند خود نمی دانند!)

          10  - متاسفانه کارکنان مدرسه تعریف و شناخت درستی ازاهمیت و وظایف انجمن و کار کردها ی آن ندارند و فکر می کنند که لازم نیست در جلسه حضور داشته باشند و یا حضورشان موثر نیست و وظیفه آنان نیست و شاید تمرد هم داشته باشند ! و تصور دارند 3نفر باید الزاما" در جلسه شرکت کند ، یکی ، مدیر برای خوش آمد گویی و مربی پرورشی برای خواندن جملاتی از بزرگان و خدمتگزار برای "پذیرایی مختصر"  ! درحالیکه تمام کارکنان مدرسه باید در انجمن فعال باشند ،  چرا که بیشترین اعتراضات و درگیریها مربوط به شیوه های تدریس و برخورد دبیر و معاون با دانش آموز است پس ، حضور آنان در جلسه مهم و الزامی است .و باید فرهنگ منسوخ فرار از جلسات مهم در بین آنان ، حذف شود و مدیر می تواند در ارزشیابی پایان سال تاثیر دهد ( با توجه به اینکه به نوعی زحمت حضور وی را باید جبران کرد و این استاندارد و نحوه جبران باید به اطلاع آنها برسد مثال : یکی از معیار های دعوت به تدریس در این آموزشگاه(درمدارس خاص) در  سال آتی ، شرکت موثردر جلسات شورای دبیران و انجمن اولیا  در سال جاری خواهد بود )

         11- اگر ممکن است با هماهنگی قبلی شماره تلفن مشاور یا روانشناس مدرسه یا مرکز مشاوره  به اطلاع والدین برسد و یا اگر ممکن است  ساعات حضور آنان در مدرسه برای پاسخ گویی تلفنی یا حضور وی در مدرسه به والدین اعلام شود و بدیهی است باید مشاور ملزم به پاسخگویی بوده و حق الزحمه آن به طور کامل پرداخت گردد و این کار را یک "بیگاری"  نداند بلکه وظیفه و امر موثر تلقی کند .

        12-شماره تماس نماینده های  والدین یا کارشناسان دیگر (مذهبی ، جامعه شناس ،روانشناس) در جلسه به اطلاع والدین برسد تا بخشی از اعتراضات ، سوالات،پیشنهادات و ... به آنان منتقل شود و وقت و آسایش مدیر در مدرسه و اوقات بیکاری وی سلب نگردد .

       13- هر آنچه که نوآوری و بدعت باشد برای والدین مفید و جذاب خواهد بود ، در جلسات باید روی این موضوع کار کرد  تا علاقه به مشارکت را در مادران و پدران دانش آموزان افزایش داد

        14- حتی الامکان در جلسات عمومی متذکر شد که از آوردن فرزندان دانش آموز خود داری شود (چرا که به سادگی و راحتی نمی توان مسایل را مطرح کرد ) و اگر ممکن است از آوردن کودکان خردسال برای حفظ نظم جلسه و عدم شلوغ کاری و شیطنت و در نتیجه حواس پرتی مادر کودک و دیگران جلوگیری شود.

       15-تشکیل کارگاه در راستای جلسات انجمن اولیا بسیار مفید است و می توان مادران و پدران را در جلسات بعدی  دسته بندی کرد و در گروههای مشاوره – جامعه شناسی – مذهبی – پزشکی  برای ارائه مطالب و کلاس های آموزشی  تقسیم کرد و طی 4 جلسه همه به نوبت در کلاس ها شرکت خواهند کرد ، دسته بندی والدین به خانم ها و آقایان فقط برای مسائل جنسی وبلوغ دختران مفید خواهد بود در بقیه موارد توجیه علمی ندارد چرا که جلسات مشترک معمولا" دارای تحرک و پویایی بیشتر است ،حتی می توان به عنوان یادبود  درپایان دوره کارگاه به شرکت کنندگان لوح تقدیر یا یادبود داد .

       16-اوقات مراجعه به مدرسه و ملاقات با دبیران طی یک برنامه موقتی مثلا" ماهیانه به والدین اعلام شود ، برای مراجعه والدین بقیه اوقات نیز باید  درب مدرسه باز باشد و نباید والدین فکر کنند مزاحم کار مدرسه خواهد شد و یا مدرسه از حضور آنان ، به جهت مراجعه مکرر به عنوان مزاحم یاد خواهد کرد ( البته فقط برای ملاقات با دبیران به جهت حفظ اوقات ساعات درسی و رعایت حقوق دانش آموزان ، این برنامه ضروری است و نباید هر ساعت مزاحم کلاس شد)

       17-جلسات هم اندیشی والدین در خیلی از مدارس برگزار نمی شود این جلسات بسیاری از اعتراضات و درگیریها را برای مدیر و کارکنان مدرسه کم خواهد کرد ، به عنوان مثال والدین دانش آموزان کلاس دوم الف در یک روز مشخص به مدرسه دعوت شوند و در یک کلاس خالی در مورد مسایل مدرسه با هم تبادل نظر کنند و انتقادات و پیشنهادات خود را به مدیر ارائه دهند و اگر لازم باشد مدیر یا نماینده دبیران در آن حضور یابد .در جلسه عمومی ابتدای سال می توان تاریخ اولین هم اندیشی والدین یک کلاس را اعلام کرد تا با آمادگی در آن حضور یابند .

        18-در جلسات انجمن اولیا برگه هایی به والدین داده شود تا انتقادات و پیشنهادات خود را بدون نام ، نوشته و تحویل دهند تا در جلسات شورای معلمان بررسی شود و  معمولا" والدین از طرح آن به صورت مستقیم از دبیران واهمه دارند .

        19- شرکت برخی والدین در جلسات شورای دبیران خالی از لطف نیست چرا که می توانند نظرات خود را درمورد کار معلم به صورت غیر مستقیم مطرح نمایند تا مدیر مجبور نشود خود مواضع آنان را همیشه به دبیران و آموزگاران منتقل کند.

      20- به عنوان نمونه به چند اصل از اساسنامه انجمن كه به آن توجه نمي شود اشاره می کنیم: 1 تقويت شخصيت فردي و اجتماعي كودكان و نوجوانان 2 تقويت حس وظيفه شناسي در كودكان 3 رعايت تقوي و تقويت معتقدات مذهبي 4 مساعد ساختن محيط خانواده براي رشد بهتر فرزندان 5 رعايت بهداشت كودكان و نوجوانان 6 ايجاد محيط امن براي رشد و حركت كودكان و نوجوانان 7 ايجاد امكانات آموزشي رايگان و عمومي براي كودكان و نوجوانان 8 ايجاد تفريحات سالم 9 كشف استعداد و شايستگي حرفه يي در دانش آموزان 10 ايجاد احساس مسووليت فردي و اجتماعي در كودكان و نوجوانان 11 ايجاد ادراك بين المللي و درك مسائل و غيره از اصول مترقي انجمن بوده كه آنچنان كه بايد و شايد به آنها توجه نمي شود.

      21-برنامه های جلسات عمومی انجمن اولیا ، کتبا" به خانواده ها داده شود تابا اطلاع قبلی از برنامه ها در جلسه شرکت نموده و مفید واقع شوند .

      22- امورات و موضوعات تکراری و رایج در جلسات به حداقل رسانده شود و در جلسات  ، روی برنامه های نوآوری در خدمات مدرسه بیشتر کار شود به عنوان مثال : یک موضوع  همیشگی برای جلسات ،  تشکیل کلاس های فوق برنامه در شیفت مخالف و راههای  تامین هزینه آن  است  که در شهر های بزرگ تحت فشار والدین به عنوان کلاس های پیش کنکوری ،تقویتی و غیره بر اساس چشم به هم چشمی  ،  برگزار می گردد که امروزه برگزاری این کلاسها به دلایل مختلف زیر سوال رفته و کارشناسان به غیر مفید بودن آن توسط مدرسه و بر اساس بودجه مدرسه ،  اشاره دارند ، اگر قرار بود که دانش آموز فعال شیفت مخالف هم مدرسه بیاید و الزاما" کلاس فوق برنامه مثلا" کنکور برایش برگزار شود ، که آموزش و پرورش در ابتدا 2 نوع مدرسه رسمی تاسیس می کرد !... در جلسات  انجمن ،  بحث و گفتگو و تبادل نظر و  تجربه والدین و همکاران مدرسه و همچنین ارائه آموزشهای جدید و مطالب داغ و مورد نیاز جزو جالبترین کارکرد های انجمن و جلسات خواهد بود . در عوض ، جلساتی که برای صرف هزینه مدرسه در امور مطلوب آموزشی و پرورشی ، بازدید ها ، استفاده از وسایل کمک آموزشی وجذاب کردن محیط مدرسه و غیره ، برگزار شود موجب رضایت خاطر والدین آگاه خواهد شد . برخی مدیران را مشاهده کرده ایم که در طی سال تحصیلی حتی یکبار هم دانش آموزان مدرسه اش به کارگاه و آزمایشگاه نرفته اند ، ولی حق به جانب است که در شیفت مخالف کلاس فوق برنامه تشکیل داده است !که در آن کلاس ها هم دقیقا" مطالب کلاس تدریس می شود نه چیزی کمتر و نه بیشتر !و درشیفت مدرسه مشاهده کرده ایم که درس بعدی تدریس می گردد !(شاید حضور در مدرسه در شیفت مخالف را یکی از عوامل دلزدگی از کلاس و درس دانست چرا که بدون برنامه و هدف برگزار می شود)

    23- متاسفانه خصوصیت  محافظه کاری و حالات حاکی از ترس  برخی مدیران،معاونان ،مربیان پرورشی و غیره  باعث می شود اقدامات  نوآورانه ، شجاع ، جدید و مفید و موثر برای آموزش و تربیت ، صورت نگیرید و در زمان طرح اولیه آنها  ، معمولا" با اما و اگر و شاید و ممکن است و عبارات توجیهی دیگر ، حتی مطرح کردن " اقدامات  نو آور "را با شکست روبرو خواهند کرد .مشغول شدن مدیر در مدرسه به کارهای تکراری و همیشگی محیط غیر جذاب و خشک و کسل کننده ای ابتدا برای خود و سپس برای کارکنان و دانش آموزان  بوجود می آورد .(قبلا" برخی مدیران مخصوصا" مدارس دخترانه ،که دلیلش را نمی دانیم ، جلسه اول یعنی انتخاب اعضا را طی دو جلسه تکراری جداگانه برای خانم ها و آقایان تشکیل می دادند! که وقت مدرسه را می گرفت وانتخابات بر اساس اجبار صورت می گرفت و حتی شنیده ایم در برخی شهرستانها ، مدیران مدارس جلسات اعضای اصلی انجمن را طی دو نوبت آقایان و خانم ها تشکیل می دادند و بعدا" صورتجلسات را امضا می کردند! )

    24- در تصمیم گیری برای مطالب ارائه شده در کلاس های آموزشی والدین در جلسات انجمن اولیا ، علاوه بر نظر مدرسه و اداره برای محتویات ، باید به نظر خانواده ها هم در مورد نیازهای آنان ، توجه شود . می توان بااستفاده از نظرغیر مستقیم دانش آموزان در مورد جمع بندی مشکلاتشان  توسط مربی پرورشی یا مشاور مدرسه نیز برای محتوای جلسات استفاده کرد مثال : استفاده مطلوب از اینترنت و آسیب شناسی استفاده از اینترنت توسط دختران نوجوان جهت آگاهی والدین . یا مضرات در دسترس بودن ریسور در منازل برای دانش آموزان دختر و آگاهی والدین از این آسیب ها ...، می تواند یک موضوع باشد که توسط  کارشناس جامعه شناسی به والدین منتقل شود.

    25-برخی مدیران مدارس یا کارشناسان انجمن اولیای ادارات در برخی مدارس یا ادارات شهر های کشور، جهت هر نوع موضوع برای ایراد سخنرانی ها در جلسات انجمن و یا آموزش خانواده ها  فورا" سراغ مشاور رفته و تصور می کنند والدین را از همه جهات به سلاح های ایمنی و پیشگیری ، مسلح کرده اند و وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده اند ،  اما بدیهی است که فقط یک مشاور در تمام زمینه ها نمی تواند صاحبنظر باشد ، بله در موارد تربیتی و مشاوره این دسته بسیار مهمند ، ولی باید از وجود اساتید دانشگاه ، کارشناسان جامعه شناسی ، مدیریت ، مذهبی ، روحانیون و غیره نیز استفاده کرد مثلا" یک جامعه شناس در مورد آسیبهای اجتماعی می تواند مفید تر باشد تا دیگران ،یا کسی که مسلط به مباحث مدیریت خانواده است بسیار مفید تر از یک پزشک در مورد نحوه اداره خانواده و مجهز شدن خانواده به سلاحهایی در پیشگیری از اختلافات ، می باشد و کار یک پزشک را در مورد انتقال ایدز و بیماریهای واگیردار را، هیچ وقت یک روانشناس به خوبی انجام نخواهد داد ، ایضا" روانشناسی و روحانیون آگاه در تخصص خودشان بسیار مفید ترخواهند بود...
    26_نقش مهم مدیر در فراخوانی اولیا و برگزاری انتخابات سالم وجلب اعتماد اولیا و انتخاب افراد با روحیه مسئولیت پذیری و توانمندی فکری و شخصیتی می باشد. در این خصوص مدیران آموزشگاه باید دارای تدبیر و برنامه باشند مواردی که مدیر بایددر انتخاب اولیا توجه نماید بشرح ذیل است.
1- کاملا دستورالعمل های مربوط به برگزاری انتخابات ازجمله انتخاب رئیس سنی و برگه ارای و ارایه گزارش کار فعالیتهای سال گذشته و تشویق انجمن سال قبل و برنامه مدرسه در سال تحصیلی جدید ... را بررسی و مطالعه نماید.
2- از قبل (هفته اول ودوم مهر) شناخت کاملی از اولیا داشته و نسبت به ترغیب وتشویق اولیای توانمند برای شرکت در انتخابات اقدام نماید.
3- طی فرمی اطلاعات خود را از توانمندی ها و علاقمندی های اولیا و نظرا آنان اگاه گردد.
4- رعایت موارد فوق الذکر در برگزاری جلسه ضروری است.
5- در جلسه عمومی هیچگونه مشارکت مالی از اولیا دریافت ننماید. ولی مشکلات و مسایل مختلف آموزشی وپرورشی را به اطلاع اولیا برساند.
6- قبل از گردهمایی جلساتی با کادر اداری وآموزشی برگزار و ازحضور آنان به نوعی در جلسات استفاده گردد.
7- مدیر آموزشگاه سعی نماید در انتخاب زمان و مکان دقت لازم را داشته باشد و حتما نباید جلسات را در راهرو یا حیاط آموزشگاه برگزار نماید بلکه می تواند جلسات عمومی را در سالن اجتماعات شهر نیز برگزار کند. علت توجه به زمان این است که در مناطق وشهرستانهای کوچک امکان برگزاری جلسات در مدارس دیگر نیز وجود دارد که تداخل جلسه مشکلاتی برای مدیر و جلسه انجمن ایجاد خواهد نمود.  

هجده دلیل شایع ریزش مو به همراه راهنمای پیشگیری

برخی داروها باعث ریزش مو می شوند. داروهای ضد انعقاد خون، پایین آورنده کلسترول، ضد افسردگی، ضد بارداری، یائسگی، داروهای غیر استروییدی و التهابی (NSAID) و آنتی بیوتیک ها از این دست هستند.

آیا می دانید ریزش مو و یا داشتن موهای ضعیف و آسیب دیده، می تواند نشانه عدم سلامتی باشد؟ برخی شرایط و داروهای مصرفی، تاثیر مستقیم بر بدن و خصوصاً موها می گذارند. در سایر موارد، تنها مراقبت از موها و پوست سر کافی است.

- ریزش مو
برخی متخصصان معتقدند هر فرد روزانه ۱۰۰ تار موی خود را از دست می دهد. این بدان معنی نیست که شما به زودی کچل خواهید شد. حدود ۹۰ درصد از صد هزار فولیکول مو، در هر زمانی در حال تولید مو هستند. ۱۰ درصد دیگر در حال استراحت (تلوژن) هستند و پس از دو الی سه ماه می ریزند و موی جدیدی جایگزین موهای ریخته می شود و این چرخه رشد ادامه خواهد داشت.
- شوره
شوره یا پوسته های موجود در موهای برخی افراد مسری نیست، پس چگونه به آن مبتلا می شویم؟ دو نظریه در این باره وجود دارد. پوسته های سر به دلیل رشد قارچ در پوست سر بوجود آمده اند. نظریه دیگر احتمال وجود پوسته در پوست سر چرب، استرس، چاقی، سرما، آب و هوای خشک، داشتن اگزما و یا پسوزیاریس، بیشتر می داند.
گرچه داشتن شوره زیبا نیست و خاراندن سر نیز مشکلاتی را بوجود می آورد، اما بطورکلی شوره سر مضر نیست.
- نکاتی برای درمان شوره سر
برای کاهش تجمع سلول های مرده روی سر، سعی کنید روزانه از شامپوهای ضد شوره استفاده کنید. بگذارید شامپو برای پنج دقیقه روی سرتان باقی بماند؛ سپس به خوبی آبکشی نمایید. ممکن است برای پیدا کردن شامپوی ضد شوره مناسب مجبور باشید چندین شامپو را امتحان کنید. ممکن است تاثیر یک شامپو پس از مدتی متوقف شود، در این صورت پس از مشورت با دکتر خود شامپوی دیگری را امتحان کنید.
- زرد شوره
اگر شوره سر زرد رنگ و چرب باشد، احتمال ابتلا به دراماتیت زیاد است.
دراماتیت شوره ای گونه ای التهاب پوستی است که در محل هایی که غدد چربی فراوانی وجود دارند، مانند سر و صورت رخ می دهد. اگرچه ریشه ی دراماتیت شوره ای به هورمون ها و قارچ ها و حتی برخی مشکلات عصبی برمی گردد، اما درمانی مشابه شوره سر دارد.
در موارد خفیف استفاده از شامپوهای ضد شوره و در موارد شدیدتر استفاده از داروهای ضد قارچ و استروئید تجویز می شود.
- دلایل طولانی شدن جریان تلوژن
از عواملی که باعث طولانی شدن حالت استراحت (تلوژن) می شود می توان به جراحی، زایمان، برخی داروها، رژیم غذایی اشتباه، استرس شدید و مشکلات تیروئید اشاره کرد. این عوامل، پس از دو ماه، ریزش و نازک شدن موها را به همراه خواهند داشت.
در برخی موارد موهای جدید به سرعت جایگزین خواهند شد.
- کچلی موضعی
در کچلی های موضعی، سیستم ایمنی بدن به اشتباه با فولیکول های مو به مبارزه می پردازد و نتیجه آن ریزش مو در آن مناطق است.
داشتن یک یا دو قسمت کوچک از این کچلی طبیعی است، اما ممکن است برخی افراد به دلیل این مشکل تمام موهای خود را از دست بدهند و یا به دفعات دچار این مشکل شوند. کچلی موضعی مسری نیست و به داروهای تجویزی پاسخ می دهد و حتی ممکن است به خودی خود درمان شود.
- ریزش موی مردانه
نود درصد ریزش موی مردان به عامل وراثت بر می گردد. این نوع وراثت بیشتر از خانواده ی مادری به ارث می رسد، پس موهای اجداد مادری خود را در نظر بگیرید و آینده موهای خود را همانگونه تصور کنید!
الگوی طاسی مردانه اغلب با خالی شدن شقیقه ها، سپس فرق سر شروع شده و اگر از بالا نگاه کنید، سرانجام موها شبیه به یک نعل اسب در دو طرف سر باقی می مانند.
از داروهایی که معمولا برای کاهش سرعت ریزش مو تجویز می شوند می توان به ماینوکسیدیل (minoxidil) و فیناستراید (finasteride) اشاره کرد.
- ریزش موی زنانه
معمولا الگوی ریزش موی زنان، نازک شدن تمام موهاست. برخلاف مردان، زنان به ندرت دچار طاسی می شوند و روند ریزش موی زنان بسیار آهسته تر از مردان صورت می گیرد. برخلاف باور عموم، موی بلند دلیل اصلی آسیب دیدن موی زنان نیست بلکه عوامل دیگری در این امر سهیم هستند.
شامپوهای ضد ریزش مو تنها به رویش مویی که به تازگی ریخته است کمک می کند و ماینوکسیدیل، گزینه ای مناسب برای کاهش سرعت این نوع ریزش است.
- اجتناب از نور خورشید
قرار گرفتن مداوم در معرض تابش خورشید، موها را خشک و شکننده می کند. همچنین افرادی که موهای نازکی دارند بیشتر دچار خشکی مو و آفتاب سوختگی پوست سر می شوند.
پوشیدن روسری یا کلاه ایده خوبی برای دوری از اشعه های مضر خورشید است.
- رژیم غذایی نادرست
فکر می کنید رژیم غذایی نادرست می تواند دلیل ریزش مو باشد؟ بله، در مواردی که ریزش شدید مو ملاحظه می شود تقریباً دلیل اصلی رژیم غذایی است!
پروتئین و آهن از مواد معدنی ضروری برای سالم و شاداب ماندن مو به شمار می آیند. همچنین امگا۳، اسیدهای چرب، روی و ویتامین آ موجود در مواد غذایی، از ریزش مو جلوگیری می کنند.
رژیم های غذایی کم کالری اغلب فاقد مواد مغذی لازم هستند. در نتیجه رشد مو به تعویق افتاده، پیاز مو سست شده و مو حالت آسیب دیده و شکننده به خود می گیرد. علاوه بر رژیم غذایی نادرست، عادت های غذایی نادرست مانند به تعویق انداختن وعده های غذایی و یا شام نخوردن نیز می توانند به ریزش مو کمک کنند.
- مو و قلبی سالم با رژیم غذایی سالم
طراوت و درخشندگی موها را با خوردن ماهی آزاد (Salmon)، امگا۳ و اسیدهای چرب را با خوردن گردو، ویتامین آ را با اسفناج و هویج، سلنیُم را با خشکبار و روی مورد نیاز را با مصرف صدف و بادام هندی تامین کنید.
علاوه بر موارد اشاره شده، مصرف لبنیات کم چرب، غلات سبوس دار و سبزیجات تازه را برای حفظ سلامت پوست و مو و همچنین قلب خود از یاد نبرید.
- سفید شدن مو
بالا رفتن سن تنها دلیل سفید شدن مو نیست. سفیدی مو می تواند از علائم کم خونی، مشکلات تیروئید، کمبود ویتامین ب۱۲ و پیسی (برص) باشد؛ اما اگر شما هنوز وارد ۴۰ سالگی نشده اید و موهای سفید زیادی دارید ابتدا وراثت را مورد بررسی قرار دهید سپس با پزشک خود مشورت کنید.
در صورتیکه فرد به مواد شیمیایی موجود در رنگ مو حساس نباشد، هایلایت و رنگ کردن مو گزینه مناسبی است.
- موهای تحت فشار و کشش
چهل گیس، بافتن و حتی دم اسبی کردن موها اگر به صورتی باشد که مو کشیده شود می تواند به فولیکول های مو آسیب رسانده و حتی باعث ریزش دائم مو گردد. همچنین اکستنشن مو و استفاده از کلاه گیس، بدلیل وزن اضافی که دارند می توانند به ریزش مو کمک کنند.
اگر موهای بلندی دارید، هرچند وقت یکبار مدل بستن موی خود را تغیر دهید تا به موهای خود اجازه رشد کردن داده باشید.
- ابزار آرایشی پر خطر
دکلره کردن مو، استفاده مداوم از اتو مو، سشوار و حتی زیاد برس کشیدن، بدلیل آسیب رساندن به ریشه مو باعث خشک و شکننده شدن مو می شوند. برای جلوگیری از آسیب بیشتر، سعی کنید که در استفاده از ابزارهای مذکور زیاده روی نکنید.
- اثرات جانبی برخی داروها
برخی داروها باعث ریزش مو می شوند. داروهای ضد انعقاد خون، پایین آورنده کلسترول، ضد افسردگی، ضد بارداری، یائسگی، داروهای غیر استروییدی و التهابی (NSAID) و آنتی بیوتیک ها از این دست هستند.
این نوع ریزش مو معمولا پس از تمام شدن دوره داروهای تجویزی، متوقف می شود.
- ماساژ سر
با اینکه تاثیر ماساژ بر کاهش ریزش مو اثبات نشده، اما ماساژ سر منجر به کاهش شگفت انگیز استرس خواهد شد. وجود رشته های عصبی فراوان، دلیل حساس بودن پوست سر به لمس شدن و در نتیجه رهایی از تنش و استرس است.
همچنین ماساژ باعث آزاد شدن هورمون های مفیدی مانند سروتونین و دوپامین می شود که منجر به القای اثرات مثبت در ما می شود.
- آنالیز کردن مو
برخی از شرکت ها ادعا می کنند که با آنالیز برشی از مو می توانند عدم سلامتی و یا کمبود ویتامین مو را تجزیه و تحلیل کنند. اگرچه آنالیز کردن می تواند وجود برخی سموم مانند سرب و آرسنیک را تشخیص دهد، اما نتایج آزمایش ممکن است تحت تاثیر شامپو و یا آلودگی هوا متفاوت باشد. به همین دلیل انجمن پزشکی آمریکا مخالف آنالیز مو برای تعیین درمان است. پس در این خصوص دقت بیشتری به خرج دهید.
اکنون با شناخت بهتر این عوامل، در پیشگیری از ریزش مو موفق تر خواهید بود.

خدا

بنام خدا و بذات خدا
از خدا و بسوی خدا
خداوندا به تو تسلیم کردم خویش را
به درگاهت روی آوردم
و به تو واگذاردم هستی ام را
حفظم کن
به حفظ ایمان
انشا’الله

زیتون

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ
خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان
دین‌پژوه می‌گویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوه‌های همه
چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامین‌ها دارد؛لذا مورد توجه خاص
قرآن قرار گرفته است.
اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک
تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از این‌جا شروع شد که یک گروه پژوهشی
ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان
کم، درمغز انسان و حیوانات تولید می‌شود. این پروتئین، کاهش دهنده
کلسترول خون ومسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از
۶۰
سالگی تعطیل می‌شود.
ژاپنی‌ها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین
آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامه‌ای به این تیم
تحقیقاتی می‌نویسد و اعلام می‌کند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به
انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون
نیز هفت بار در قرآن آمده است.

خوشبختی

پادشاهی پس از اینكه بیمار شد گفت:
«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت :
که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند..
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید،
پیراهنش را بردارید
و تن شاه کنید،
شاه معالجه می شود.
شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،
یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت.
یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.
آخرهای یک شب،
پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
سیر و پر غذا خورده ام
و می توانم دراز بکشم
و بخوابم!
چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد
و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند
و پیش شاه بیاورند
و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،
اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.

اداره كاركنان مشكل آفرين‎ ‎

اداره كاركنان مشكل آفرين‎ ‎

بعضي كاركنان ـ با وجود آنچه كه سازمان در زمينه گزينش، اجتماعي كردن، طراحي‎ ‎شغل، معيارهاي عملكرد و رويه هاي پاداش به عمل مي آورد ـ براي مديريت سازمان‎ ‎مشكلاتي پديد مي آورند. مواردي چون تأخير ورود مكرر، غيبت فراوان، مشاجره با‎ ‎همكاران، نافرماني در برابر سرپرستان، بي توجهي به مقررات و رفتارهاي ديگري از اين‏‎ ‎دست؛ باعث مي شود كه نظم و انضباط فردي و سازماني زير سؤال برود‎. ‎ واژة انضباط به وضعي در سازمان اطلاق مي شود كه در آن كاركنان بر پايه مقررات و‎ ‎استانداردهاي رفتار مقبول عمل كنند. هنگامي كه كاركنان از آنچه كه از آن ها انتظار‎ ‎مي ‏رود آگاه باشند ـ با فرض اين كه اين استانداردها و مقررات را منطقي بدانند ـ‎ ‎درصدد ‏برآوردن انتظارات سازمان بر خواهند آمد. ولي همه كاركنان مسؤليت منضبط بودن‎ ‎را نمي ‏پذيرند و مفاهيم انگيزشي كه به طور معمول در سازمان ها به كار گرفته مي شود،‎ ‎براي ‏ايجاد رفتار مسؤلانه در برخي از آنان بسنده نيست. در واقع اين دسته از كاركنان‎ ‎تا اندازه ‏اي به آن نوع از اقدام هاي انضباطي نياز دارند كه همگان آن را تنبيه مي‎ ‎دانند‎. ‎ موارد بسياري را مي توان نام برد كه به اعتقاد مديران نياز به اقدام انضباطي‎ ‎دارد. بدون ‏ترديد يكي از مسائل جدي كه مديران با آن مواجهند، حضور نامرتب افراد در‎ ‎محل كار است ‏كه ارتباطي مستقيم با بهره وري دارد. علت اين امر مي تواند ريشه در‎ ‎بسياري از مسائل ‏داشته باشد؛ نخست آن كه بسياري از سازمان ها در همسو كردن هدف هاي‎ ‎كاركنان با ‏اهداف سازمان كامياب نبوده اند. اگر افراد نتوانند خودشان را با كار و‎ ‎سازمان ربط دهند، ‏حضور مؤثرشان در محيط كار كاهش مي يابد. دليل ديگر اين امر شايد‎ ‎تغيير نگرشي در ‏مورد اشتغال باشد؛ كار دلبستگي مهم زندگي بسياري از افراد به شمار‎ ‎نمي آيد، از اين ‏رو حضور به موقع و منسجم در محل كار براي آنان در درجة اول اهميت‎ ‎قرار ندارد. ‏همچنين مقررات دولتي و قدرت اتحاديه ها نيز تا حد زيادي از اختيارات‎ ‎مديريت سازمان ها ‏كاسته است و متأسفانه كاركنان ممكن است به سوء استفاده از اين‎ ‎موقعيت گرايش ‏داشته باشند‎. ‎ دسته دوم مسائل انضباطي را رفتارهاي فرد در محل كار تشكيل مي دهد. برخي از اين‎ ‎رفتارها عبارتند از نافرماني، رعايت نكردن اصول اخلاقي و بعضاً شوخي هاي بيجا، نزاع‎ ‎و ‏مشاجره، رعايت نكردن اصول ايمني، و … كه اكثر آن ها نقض مستقيم مقررات سازمان‎ ‎است‎. ‎ در نهايت يكي ديگر از مواردي كه برخورد جدي انضباطي را مي طلبد نادرستي كاركنان‎ ‎است. نادرستي كاركنان گرچه براي مديران مسأله بزرگي به شمار نمي رود اما بنا به‎ ‎سنت، شديدترين اقدام هاي انضباطي درمورد آن اعمال مي شود‎. ‎ نتايج يك پژوهش مبين اين مسأله بود كه 90% سازمان هاي مورد بررسي، كاركنان را به‎ ‎دليل سرقت اخراج مي كنند حتي اگر اين سرقت براي نخستين بار باشد. اين يافته ها‎ ‎نشانگر هنجارهاي فرهنگي پر قدرتي است كه در برخي كشورها در برابر نادرستي وجود‎ ‎دارد. ارتكاب يك عمل نادرست بيش از هررفتاري بازتاب شخصيت فرد است. افزون براين ـ‎ ‎درست يا غلط ـ فرض بر اين است كه وقتي كارمندي يك بار دروغ گفت يا دست به سرقت ‏زد و‎ ‎يا رشوه گرفت، ديگر نمي توان به او اعتماد كرد‎. ‎ تمامي اين موارد نشان مي دهد كه دامنة مسائلي كه مستلزم اقدام انضباطي است، ‏وسيع‎ ‎است اما نكته مهم اين است كه بدانيم تخلفات از لحاظ ميزان شدت با هم تفاوت ‏دارند و‎ ‎ديگر اين كه بايد عوامل اثر گذار بر هر اقدام انضباطي منصفانه و مبتني بر مساوات ‏را‎ ‎بشناسيم تا بتوانيم شاهد برقراري انضباط و ساماندهي در سازمان خود باشيم‎. ‎ در خاتمه اين نوشتار رهنمودهاي كلي براي اداره امور ارائه شده است كه مي توان‎ ‎ضمن ‏لحاظ نمودن و رعايت توالي اقدام هاي انضباطي، اين موارد را نيز مد نظر داشت‎. ‎ ‎1-‎ اقدام هاي انضباطي را براي اصلاح به كار بگيريد نه تنبيه‏‎.‎ هدف اقدام انضباطي تنبيه نيست، بلكه اصلاح رفتار ناپسند كاركنان است. گرچه ‏تنبيه‎ ‎گاهي ممكن است ابزاري ضروري قلمداد شود، اما هرگز نبايد هدف نهايي را از ‏ياد‎ ‎برد‎.‎ ‎2-‎ اقدام هاي انضباطي را گام به گام پيش ببريد‎.‎ اگر چه نوع اقدام انضباطي مناسب، به موقعيت بستگي دارد؛ مطلوب آن است كه ‏گام به‎ ‎گام انجام شود كه معمولاً با اخطار شفاهي آغاز مي شود و در صورت تكرار ‏تخلف به‎ ‎ترتيب با اخطار كتبي، تعليق و اخراج (در موارد بسيار جدي) پيش مي‎ ‎رود‎.‎ ‎3-‎ از قانون آهن گداخته پيروي كنيد‎.‎ اجراي انضباط را مي توان به لمس كردن آهن گداخته تشبيه كرد. وقتي كسي آهن ‏گداخته‎ ‎را لمس مي كند “واكنش فوري” از خود نشان مي دهد. سوختگي بي درنگ ‏ايجاد مي شود و‎ ‎ترديدي در رابطه علت و معلولي برايش وجود ندارد. “هشدار” كاملاً ‏كافي است و نتيجه‎ ‎نيز “پايدار” خواهد بود زيرا هر بار كه او آهن گداخته را لمس كند، ‏همان واكنش رخ مي‎ ‎دهد. نتيجه اين اقدام “غير شخصي” است، يعني هر كس ‏چنين كند دستش خواهد‎ ‎سوخت‎.‎ مقايسه ميان لمس كردن آهن گداخته و اجراي انضباط روشن است. وقتي فاصله بين ‏تخلف‎ ‎و اجراي مجازات طولاني شود، اثر اقدام انضباطي كاهش مي يابد. البته اين فوريت ‏نبايد‎ ‎سبب شتاب بي مورد شود، اگر حقايق هنوز روشن نشده باشند مديران اغلب ‏تصميم به تعليق‎ ‎موقت مي گيرند تا بتوانند تصميم نهايي را اتخاذ نمايند‎. ‎ مدير بايد پيش از آن كه دست به اقدام انضباطي بزند، هشدار بدهد. به عبارتي فرد‎ ‎بايد از ‏مقررات سازمان آگاه شود و استانداردهاي رفتاري آن را بپذيرد. وقتي هشدارها‎ ‎روشن ‏كند كه تخلف به اقدام انضبـاطي منجر مي شود و چه مجازات هايـي در پي تخلف‎ ‎خواهد ‏بود، كاركـنان با درصد احتمال بيشتري اين اقدام را منصفانه تلقي مي كنند‎. ‎همچنين رفتار ‏منصفانه حكم مي كند كه اقدام ها پايدار باشند. وقتي برخورد با نقض‎ ‎مقررات ناپايدار ‏باشد؛ روحيه افراد ضعيف مي شود، آنان نسبت به صلاحيت مديران دچار‎ ‎ترديد مي شوند ‏و بر اثر عدم امنيت و نگراني كه در افراد پديد مي آيد، بهره وري كاهش‎ ‎خواهد يافت. ‏كاركنان ميل دارند بدانند محدودة رفتار مجاز چيست؛ براي دريافت چنين‎ ‎بازخوردي حركات ‏مديران را در نظر مي گيرند‎. ‎ اگر فردي يك هفته پيش عمل خلافي انجام داده باشد ولي به جاي آن كه بي درنگ با او‎ ‎برخورد شود، هفت روز بعد سرزنش شود؛ تنبيه در پرده اي از ابهام قرار مي گيرد. همين‎ ‎طور اگر از بين فرد “الف” و “ب” كه هر دو در محل كار وقت را بيهوده مي گذرانند فقط‎ ‎فرد ‏‏“الف” سرزنش شود او بي ترديد مدير خود را بي انصاف خواهد شمرد. پس اين نكته‎ ‎نشان مي دهد مجازات بايد پايايي داشته باشد. البته نه بدان معنا كه با همه يكسان‎ ‎برخورد كرد چرا كه اين نيز نوعي بي توجهي به عوامل اقتضايي است و اين مسؤليت بر ‏دوش‎ ‎مديران است كه درك صحيحي از شرايط داشته باشند‎. ‎ و در آخر اين كه اقدام انضباطي جنبه شخصي نداشته باشد. “مجازات ها بايد بر اساس‎ ‎تخلف تعيين شود و نه شخصيت متخلف”. شما به عنوان مدير بايد براي كاركنان روشن ‏كنيد‎ ‎كه از هر گونه قضاوت شخصي دربارة ويژگي هاي شخصيتي آنان خودداري مي كنيد ‏و تنها نقض‎ ‎مقررات را نكوهش مي كنيد نه خود فرد را. افزون بر اين وقتي مجازات اعمال ‏شد، مدير‎ ‎بايد ماجرا را فراموش كند و با فرد مجازات شده همان رفتار پيش از بروز خطا را ‏داشته‎ ‎باشد و در خاتمه اين كه همواره بايد در نظر داشته باشيم؛ “مي خواهيم رفتار فرد ‏را‎ ‎اصلاح كنيم نه اين كه به او حمله كنيم و او را تخطئه نماييم‎”.

‎ www.bankrefah.ir ‎منبع:‏

 

http://askmedicalnews.com

http://askmedicalnews.com

دیدم سابت خوبیه معرفی کردم